آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

بیست و دو‌ماهگی

1394/10/28 10:33
نویسنده : مامان
437 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسر من.خوبی مامانی؟فدات بشم اینقد تنبل شدم که نگو.سختمه بیام وبلاگتو آپ کنم!نیشخند

فراموشکاریم بد دردیه.بیشتر کاراتو یادم نمیمونه.

خوب بذار ببینم از کجا شروع کنم....

گل پسر من،بازی مورد علاقت بدو بدوه،شما هم بدویی و ما دنبالت کنیم.یا بدویم و توپ بازی کنیم.اینارو خیلی دوس داری.

تو برنامه های تلویزیونم تبلیغاتو خیلی دوس داری.مخصوصا مایع دسشوییه اوه.تا صداشو میشنوی خودتو میرسونی و میگی ماهی.عمو پورنگم دوس داری،ولی فقط آهنگاش.به عمو پورنگم میگی عمو شیرین!

حرف زدنت خیلی خوب شده.قبلا نمیتونستی دو‌کلمه باهم بگی.نمیتونستی بگی مامان بیا.یکیشو میگفتی.ولی الان سه کلمه پشت هم میگی.حرف زدنت خیلی بامزس.خودتم حسابی لوس میکنی.

یکی دو باری که مهمونی رفتیم گفتن انگار آرومتر شدی و شیطنتت کمتر شده!پناه بر خدا.امیدوارم اینطوری باشه!

مربی یوگای مامانم میگفت کاریت نداشته باشیم هر کاری میکنی.گفت ببرمت کلاس یوگا.برات خوبه.البته گفت کمی بزرگتر شدی بعد ببرمت.

پسرم چیزی به تولدت نمونده.چون اییم تازه فوت کرده نمیتونم جشن حسابی  برات بگیرم.

روز تولدتم میشه جمعه آخر سال که میریم سر خاک دایی.دیگه مجبورم یه روز دیگه یه جشن کوچولو برات بگیرم.

قبلا گوشیمو میدی یا صداشو میشنیدی میخواستیش،ولی الان میای میگی مامان اوشی!دیگه قشنگ بلدی با گپشی کار کنی.قفل صفحه رو باز کنی و هرچی میخوایو بیاری.آیکنارو جابجا میکنی و تنظیماتشو بهم میریزی.بابات میگه جوشیمپ بدم دست همکارام بلد نیستن باهاش کار کنن،ولی آرش اینطوری همه رو بهم میریزه!

کلمه های زیادی یاد گرفتی.نه اینکه ما یادت داده باشیم.خودت از تو حرفای ما یاد گرفتی.

نمیدونم چرا خوب غذا نمیخوری.بیشتر شیر میخوری.بعضی‌وقتا خوب غذا میخوری.بعضی وقتام به زور کمی به خوردت میدم.متاسفانه نمیشینی کنار سفره و غذا بخوری.باید بیفتم دنبالت.یا یه قاشق غذا میخوری و میری،کلی صدات میکنم تا برگردی.نمیذاری ما هم راحت غذامونو بخوریم از بس غذای رو سفره رو دسکاری میکنی.

همچنان با حموم رفتن مشکل داری.مشکل اصلی شستنه سرته.آب به سر و صورتت بخوره جیغ و گریه زاری.بعضی وقتام خوبی.زود آروم میشی.

 

خیلی جالب چیزی رو تعریف میکنی.بردم موهاتو کوتاه کردم،بعدش هر وقت میپرسیدیم کی موهاتو اینطوری کرده،میگفتی خانومه،سشوار،اینجوری اینجوری،دست میکشی تو موهات،بعد میگی ایه،یعنی گریه کردم!مامان قربونت بره نفسم.

وقتی چیزیو تعریف میکنی زیاد از اینجوری اینجوری استفاده میکنی.خیلیم با مزه تعریف میکنی.

فعلا همینا یادمه.هر کدوم یادم اومد میام و‌مینویسم برات پسر نازم.

بیست و دو ماهگیت مبارکت باشه مامانی.همیشه در پناه خدا باشی گل من.

خیلی دوست دارم آرش جون من. قلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)